درخت کریسمس و حکایت آن

هنگامی که درد زايمان، حضرت مريم را فرا میگيرد، زمستان بود. وی به کنار درخت خرمای کهنسال و خشکی رفت و به آن تکيه داد. در فاصله کمی درخت خشک، سبز شد و برگ درآورد و خوشههای خرما از آن آويزان شد و اين دو معجزه بود...
يکی اينکه درخت خشک، تازه و سبز شد و ديگری اين که درخت خرما در غير زمان خرما دادن، ميوه داده بود. نقل شده است که در آنجا هيچ درخت خرمايی نبود، بلکه خداوند متعال درختی را از جای ديگری به آن مکان آورد و سبز کرد و به همين دليل مکانی که حضرت عيسی (ع) در آنجا زاده شده، (بيتاللحم) ناميده شده است.
زمانی که عيسی به دنيا آمد، حضرت مريم در اين فکر فرو رفت که به قوم خود چه بگويد؟ از اينرو با نگرانی به خود میگفت: ای کاش، من پيش از اين میمردم و از نظر مردم فراموش میشدم که در اين زمان از زير آن درخت صدايی برخاست، يا آنکه جبرئيل از زير آن درخت مريم را صدا کرد. برخی گفتهاند آن صدا، صدای عيسی بود که گفت: نگاه کن تا اندوهگين نباشی که خداوند متعال در زير پای تو آبی جاری ساخته است. پس مريم، عيسی را به بغل گرفت و به نزد قومش رفت. گفته شده که حضرت عيسی در بين راه، با مادرش سخن میگفت و به او دلداری میداد و میگفت: "بر تو مادر مژده بدهم که من بنده خدا و مسيح او هستم."
تاريخچه درخت کريسمس
سنت درخت کريسمس، به آلمان قرن شانزدهم ميلادی و زمانی که مسيحيان، درختان تزيين شده را به خانههای خود آوردند، برمیگردد. همچنين در آن زمان عدهای هرمهايی از چوب میساختند و آنرا با شاخههای درختان هميشه سبز و شمع تزيين میکردند.
به تدريج رسم استفاده از درخت کريسمس در بخشهای ديگر اروپا نيز طرفدارانی پيدا کرد. در سال ۱۸۴۱، انگلستان، پرنس آلبرت، شوهر ملکه ويکتوريا با آوردن درخت کريسمس به کاخ ويندسور (Windsor) و تزيين آن با شمع، شيرينی، ميوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چيزی مد روز مبدل کرد.
واضح است که خانوادههای ثروتمند انگليسی به سرعت از اين مد پيروی کردند و با ولخرجی تمام به تزيين درخت میپرداختند. در سالهای ۱۸۵۰، اين تزيينات شامل عروسک، لوازم خانه مينياتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشير و تفنگ اسباب بازی، ميوه و خوراکی بود.
بسياری از آمريکايیهای قرن نوزدهم، درخت کريسمس را چيزی غريب میدانستند و اولين درخت کريسمس در آمريکا، مربوط به سال ۱۸۳۰ است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسيلوانيا به نمايش گذاشته شده بود. اين درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کليسای محلی برپا شده بود. در سال ۱۸۵۱، چنين درختی در محوطه خارجی يک کليسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان اين قصبه بسيار توهين آميز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار میآمد و آنها خواستار جمع کردن تزيينات شدند.
در حدود سالهای ۱۸۹۰، لوازم تزيينی کريسمس از آلمان وارد میشد و درخت کريسمس به تدريج در ايالات متحده محبوبيت میيافت. جالب است که اروپاييان از درختان کوچکی که حدود ۱ تا ۱.۵ متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمريکاييان درختی را میپسنديدند که تا سقف خانه برسد.
در اوايل قرن بيستم، آمريکاييان درختهای کريسمس را بيشتر با لوازم تزيينی دست ساز خودشان تزيين میکردند اما بخشهای آلمانی/آمريکايی همچنان به استفاده از سيب، بلوط، گردو و شيرينیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کريسمس انجاميد و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن ديدن درختان کريسمس در ميدان شهرها به يک منظره آشنای اين ايام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم- چه شخصی و چه دولتی - با برپا کردن يک درخت، به اسقبال تعطيلات کريسمس میرفتند.
در تزيين درختهای کريسمس اوليه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فيگورهای پریهای کوچک - به نشانه ارواح مهربان - يا زنگوله و شيپر- که برای ترسانيدن ارواح شيطانی به کار ميرفت - استفاده میشد.
در لهستان، درخت کريسمس با مجسمههای کوچک فرشته، طاووس و پرندگان ديگر و تعداد بسيار زيادی ستاره، پوشيده میشد. در سوئد، درخت را با تزيينات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آميزی شدهاند و فيگورهای کودک و حيوانات از جنس پوشال و کاه تزيين میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آويزهايی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسيحيان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجيح میدهند.
تزيين درخت در اوکراين نيز بسيار جالب است، آنها حتما در تزيين درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش يمن میدانند، زيرا بنا بر يک افسانه قديمی، زنی بی چيز که هيچ وسيلهای برای تزيين درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشيد متوجه ميشود که درخت کريسمس خانهاش با تار عنکبوت پوشيده شده است و اين تارها با دميدن خورشيد به رشتههای نقره مبدل شدهاند.


درخت کریسمس و حکایت آن
